۱۳۹۶/۰۷/۲۳
                  
2 سال قبل

 

امروز هم به معرفی یکی دیگه از هنرهای دستی مردم کرمان به نام ” سازسازی ” می‌پردازم:

 

 

ساز سازی

 

ساز سازی یکی از هنر هایی در کرمان است که با وجود هنرمندان چیره دست، توجه زیادی به آن نمی شود. ساز هایی همچون تار، سنتور و ویولن با دستانی عاشق ساخته می شوند تا دستان هنر مندی دیگر با آنها غم و شادی هایش را بنوازد.

محمد حسین نوحی و احمد افغان و حسین مسعود از نام هایی آشنا در صنعت ساز سازی می باشند.

ساز سازی

 

سازسازی

سازندگان ساز در کشور ما واقعاً مظلوم واقع شده اند در صورتی که بخش مهمی از هنر نوازندگان خوب و چیره دست، در ساز خوبی نهفته است که دستهای هنرمند سازندهٔ ساز آن را آفریده، و همانطور که نوازندهٔ هنرمند و شورآفرین به جماعت مشتاق و علاقمند معرفی می شود، باید سازندگان چیره دست و توانای ساز نیز از شهرت و ناموری بهره مند گردند.« محمد حسین نوحی » (متولد ۱۲۸۰ ه.ش. و متوفی به سال ۱۳۷۸ ه.ش. ) در تولید آثار چوبی بسیار ماهر بود و در ساخت ساز از جمله تار، سنتور و ویلن تبحر داشت و تاری که وی می ساخت در تمام ایران شهرت داشت.مرحوم « احمد فغان » نیز از دیگر هنرمندان سازنده ساز کرمان بوده است.
استاد « حسین مسعود » از بهترین سازندگان ساز در کرمان می باشند که درنوازندگی انواع سازها تبحر دارند، کتاب « گام به گام با هنر ساز سازی موسیقی ایران » که درحال چاپ است مشتمل بر تجربیات ۶۰ سالهٔ وی در هنر ساز سازی است.
ایشان ۱۴ عدد از بهترین سازهای ساخت دست خود و تجهیزات ساخت ساز را به میراث فرهنگی کرمان اهداء نموده که در « باغ موزهٔ هرندی » در موزه ای به نام استاد نگهداری می شوند.

 

سنتور

 

استاد حسین مسعود فخر موسیقی کرمان

زنده یاد حسین مسعود در سال ۱۳۰۴ شمسی در شهر کرمان متولد شد ، از دوران کودکی به واسطه آشنایی و رفت و آمد پدرش با هنرمندان عرصه خط ، نقاشی و موسیقی ، با دنیای هنر آشنا و به موسیقی دلبستگی خاصی یافت . ساز مورد علاقه او «سه تار» بود و شوق و شور او به داشتن ساز دلخواه ، موجب شد تا از یک تخته و قدری سیم برای خود ، سازی ، بسیار ابتدایی بسازد . ولی پس از مدتی تفکر و تحقیق موفق شد ، از یک کاسه مسی ، یک دسته چوبی ، پوست و مقداری سیم سازی بسازد که به مراتب از ساز اول بهتر و پیشرفته تر باشد . پدرش که عشق و علاقه او به این هنر و صنعت را دید ، وی را به کارگاه صنعتگران کرمانی و سازنده ساز آن زمان برد . مسعود پس از اتمام تحصیل وارد دوره خدمت آموزش و پرورش شد و مدت ۱۳ سال در بندر عباس و کرمان تدریس کرد و سپس به تهران رفت و به دبیری در دبیرستان های تهران مشغول گردید و در سال ۱۳۵۳ بازنشسته شد . وی همچنین از استادانی مثل استاد فرج الله ، عباس و جعفر صنعت سود برد و «سه تار» ترکی را از روی «سه تار» مرحوم محمد عشقی شاگرد سید جلال و نیز «سه تار» یک تکه را از الگوی «سه تار» مرحوم حاج طاهر انتخاب کرد و از کارهای علی محمد صفائی و فتح السلطان بهره برد . اساتید بزرگی که حسین مسعود از محضر آنان بهره برده است ، استاد احمد عبادی ، استاد علی اکبر خان شهنازی ، استاد ارجمند ، استاد علی تجویدی و جلیل شهناز می باشند . لازم به ذکر است استاد حسین مسعود پایه گذار موزه سازهای سنتی کرمان که واقع در باغ موزه هرندی است نیز میباشد. استاد مسعود سرانجام در روز شنبه هفتم شهریور ماه ۱۳۸۳ وفات یافت و در قطعه هنرمندان کرمان به خاک سپرده شد . روحش قرین رحمت حق.

اکنون نظر شما را به مطالب زیر که از زبان خود استاد بیان شده جلب میکنم.

استاد حسین مسعود می گوید: در خانواده ما از هنر حمایت میشد، در ۶ سالگی مادر خود را از دست دادم و یتیم شدم، من خیلی به هنر علاقه مند بودم خطم نسبتا خوب بود نقاشی و نجاری هم خیلی دوست داشتم. صداهای خوش را هم دوست داشتم. پدرم برای تمام این كارها برایم استاد گرفت، و زیر نظر معلمین و استادان فداكار و دلسوز، با پشتكار فراوان به كار و تحصیل و هنر ادامه دادم.

نامم حسین،نام خانوادگیم مسعود. در سال ۱۳۰۴ شمسی در كرمان متولد شدم.تحصیلات ابتدایی، متوسطه و دانشسرا را در آنجا به اتمام رساندم و مشغول تدریس در بندر عباس، كرمان و سپس تهران شده و بالاخره در سال ۱۳۵۳ بازنشسته شدم. در خانواده ما از هنر حمایت میشد، در ۶ سالگی مادر خود را از دست دادم و یتیم شدم، من خیلی به هنر علاقه مند بودم خطم نسبتا خوب بود نقاشی و نجاری هم خیلی دوست داشتم. صداهای خوش را هم دوست داشتم. پدرم برای تمام این كارها برایم استاد گرفت، و زیر نظر معلمین و استادان فداكار و دلسوز، با پشتكار فراوان به كار و تحصیل و هنر ادامه دادم.

من علاقه زیادی به موسیقی داشتم و خیلی دوست داشتم كه تار بزنم. سازی كه برای اولین بار در ۸ سالگی از تخته برای خودم ساختم خیلی ابتدایی بود، ولی چون از طرف پدر و دوستانم مورد تشویق قرار گرفتم به كار خود ادامه دادم و از كاسه مسی و یك دسته چوبی و پوست، ساز دیگری ساختم كه صدایش از اولی بهتر بود. ساز زدن را رسما از ۱۲ سالگی نزد استاد اكبر خان نوایی كه از شیراز به كرمان آمده بود، شروع كردم. استادم خوب بود و به دستگاههای موسیقی كاملا آشنایی داشت ولی نت نمی دانست. گوشی یاد می داد. چون علاقه زیادی داشتم فراگیری ام خوب بود، ایشان پس از چندی مرا برای تدریس شاگردان مبتدی انتخاب كرد این كار باعث تشویق من شد، ضمنا نت رانزد یك نفر دیگر كه در موزیك كرمان درس می داد آموختم. در ضمن، ساختن تار و سنتور را آغاز كردم. تعدادی سنتور ساختم كه مورد توجه قرار گرفت. اما سنتور مرا راضی نمی كرد. ساختن تار و سه تار را دنبال كردم.

در تهران اساتید بزرگی بوده و هستند كه می توانستم از وجودشان كسب فیض كنم. نوازندگی سه تار را نزد استاد احمد عبادی استاد بی همتای سه تار تعلیم گرفتم. نهایت بزرگواری رادر حق من انجام دادند تار را هم نزد استاد علی اكبر شهنازی تمرین كردم. در تار سازی الگوی استاد یحیی را انتخاب كردم و از اندازه های آن استفاده می كنم و نیز از كارهای استاد فرج الله و عباس صنعت و جعفر صنعت بهره گرفتم، خلاصه از كار تمام اساتید گذشته گلچین كردم.برای من هم كیفیت كار مهم است و نه كمیت. همیشه در جستجوی استادانی بوده ام كه از آنها فیض ببرم و كار بیاموزم.

 

               شكر خدای را كه هر چه طلب كردم از خدای         بر منتهای مطلب خود كامران شدم.

 

علاقه مندی من به سه تار سازی با خرید یك كنده درخت توت همراه با ساختن تار گهگاه از اضافه چوبهای آن سه تارهای یك تكه و تركی می ساختم اما چندان جدی نبود. سال ۱۳۴۳ بود و برای خرید چوب توت به ده كن رفته بودم، از روی یك پل در باغی كه درختان توت را بریده بودند، رد میشدم، یك كنده درخت توت كه روی نهر اب انداخته بودند نظرم را جلب كرد بعد از ورانداز، تشخیص دادم كه باید چوب خوبی باشد. قطر كنده حدود ۷۰ سانت و طول آن تقریبا ۲ متر بود. دو سر ان در اثر مرور زمان و گل و لای حدود ۴۰ سانت پوسیدگی داشت. از صاحب باغ سئوال كردم كه این كنده، فروشی است، گفت این كنده حدود ۱۲ سال است كه روی این نهر افتاده و كسی هم به سراغش نیامده اگر بخواهی ترتیب حمل آن را هم می دهم.

بعد از اینكه دو سر آن را با اره بنزینی بریدم تا حمل آن آسانتر شود ، از كیفیت داخلی چوب سر در آوردم.قدرت خداوندی را در بافت ها و لایه های درون چوب مشاهده كردم تا آن روز چوبی به آن خوبی و زیبایی ندیده بودم. خلاصه به هر زحمتی كه بود كنده را با چوب های دیگر به كارخانه چوب بری بردم و آن را برای صفحه وترك سه تار بریدم. با خرید آن چوب زیبا و مشاهده رگه های منظم آن به سه تار سازی تركی و یك تكه علاقه مند شدم و سه تارهای تركی بسیاری از آن ساختم، تا هنرجویان بافت های چوب مناسب را برای تهیه صفحه سه تار بشناسند.

مطلب زیر نوشته استاد مسعود است که در مقدمه کتاب هنر ساز سازی آورده شده است استاد در این کتاب تجربه ۶۸ ساله خویش را در زمینه ساز سازی در اختیار علاقه مندان گذاشته است.

به یاد می آورم زمانی كه دنبال یادگیری بودم بسیاری از استادان، مایل نبودند چیزی در اختیارم بگذارند تنها معدودی از ایشان، آن هم با احتیاط فراوان به من جواب می دادند. افرادی هم بودند، وقتی كه كسی به آنها مراجعه می كرد روی كارشان را می پوشاندند و اجازه نمی دادند كسی از رموز كارشان آگاه شود. متحیرم كه چرا صنعت و هنری را كه آموخته ایم و به كمال رسانده ایم به دیگران وانگذاریم، مگر عمر انسان چه قدر است! روزی از یكی از استادانم خواستم كه زوایای تیشه هایش را در اختیارم بگذارد، اما در جوابم گفت كه بزرگ خانواده تیشه ها را بیرون انداخته! متاسفانه ایشان تنها كسی بود كه من سراغ داشتم و شاید تنها كسی بود كه تمام كارهایش را با تیشه انجام می داد. این موضوع خیلی برایم عجیب بود، مگر می شود استادی این همه كوتاه فكر باشد. تصمیم گرفتم به هر ترتیب كه شده زوایای تیشه ها را پیدا كنم. حدود بیست عدد تیشه به آهنگر سفارش دادم و آن قدر این زوایا را تغییر دادم تا موفق شدم به هدفم برسم و در اثر تمرین مداوم توانستم تمام كارهایم را با تیشه به عمل آورم.

 مقبره استاد حسین مسعود واقع در بهاستان هنر مندان کرمان

 

هنر ساز سازی

 

ساز سازی به صورت دستی

 

یکی از مهجورترین هنرهای ایرانی که مجال بیان نیافته هنر ساز سازی است که به تنهایی گستره ای است از زیر شاخه های متنوع که هر کدام درنوع خود با ظرافت و پیچیدگی هایی توام است، از آن جمله می توان به ساخت تار، سه تار،  عود، سنتور، کمانچه،  نی، تمبک ….. اشاره کرد . این هنر سالیان متمادی به صورت خود جوش به دست هنر مندان عاشق پیشه که محنت سختی ایام و رد و مخالفت عموم را به جان خریده اند، در خفا حفظ و اشاعه و امکان حیات یافته. در بررسی تاریخی ساخت انواع ساز اطلاعات چندانی مگر در دوره قاجاریه حاصل نمی شود. چنین استنتاج شده که به احتمال قریب به یقین اکثراً نوازندگان ساز خود آلات موسیقی مورد نیاز خود را می ساختند . اشاره به عاشیق ها و بخشی ها که خود ساز ساز بودند موید این مطلب است .

در هنر ساز سازی استفاده از مصالح بوم آورد نیازهای روحی ، روانی ، عاطفی و از طرفی آئین ها همچنین ذوق زره بین و موشکاف ایرانی از عوامل خلق اثر هنری می باشد.  صدای ساز، شناسنامه ذوق و ظرافت نیاکانمان در طول اعصارو قرون است. صناعت و فنون این هنر نمونه ای بی بدیل از کارکرد و زیبایی شناسی است.  شاخهای پر پیچ و تاب قوچهای مناطق ایران ، پوست بره مناطق مختلف ، گردوی کوههای سر به فلک کشیده و جنگلها ، توت مناطق کویری ، صدف دریاهای شمال و جنوب ، استخوان قلم پای شتر بیابانهای گرم … سازی است خوش خوان که تاریخ مصوت ماست. هنر شریف ساز سازی در نوع خود چکیده ایست از هنر هایی چون درود گری ، زرگری ، معرق ، ….. و نوازندگی که آن را در جایگاه کاربردی ترین هنر ها قرار داده. زمزمه برخاسته از سرانگشتان هنرمند نوازنده که جانمان را می نوازد، همه مدیون تلاش هنر مند ساز ساز است.  تیشه عشق اش هر لحظه بیستونی در جانمان برمی افرازد.

 

سازهای سنتی

ساز سنتی تمبک

 

ساخت تنبک
در قدیم بدنه تنبک را از چوب ، سفال و گاه فلز می ساختند. امروزه برای ساخت آن از نئوپان و پلاستیک نیز استفاده می کنند، اما بیشتر تنبکها از چوب ساخته می شوند. بهترین نوع چوب برای آن ، چوبِ تنة کهنة درخت گردوست که به اصطلاح سازندگان ساز، «سایه خواب » شده و شیرة نباتی آن خارج شده باشد. اجزای تنبک عبارت اند از: دوره یا دهانة بزرگ که روی آن پوست کشیده می شود، تنه ، نفیر یا گلویی ، کالیبر یا دهانة کوچک . تنه را گاه خاتم کاری می کنند و گاه روی تنه شیارهایی می دهند تا هنگام نوازندگی ، به کمک آنها صداهای مطلوب ایجاد شود.

تنبک

 

حسین تهرانی در حال تنبک نواختن

حسین تهرانی در حال نواختن تنبک

 

تنبک(تمبک، دمبک، دندونک و ضَرب) یکی از سازهای کوبه‌ای ایرانی است. این ساز پوستی، از نظر سازشناسی جزء طبل‌های جام‌شکل محسوب می‌شود که از این خانواده می‌توان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد.

 

ساختمان

بدنهٔ تنبک را در گذشته از جنس چوب، سفال و گاهی هم فلز می‌ساختند، لیکن امروزه از جنس چوب می‌سازند. تنبک از قسمت‌های زیر تشکیل شده است:

  • پوست
  • دهانهٔ بزرگ
  • تنه
  • پا
  • گلویی (نفیر)
  • دهانهٔ کوچک (کالیبر)

از حلقه در انگشت‌های وسطی دستان می‌توان با زدن روی پوست دهانه بزرگ چسبیده به تنه و شیارهای روی تنه با کشیدن حلقه‌ها اصوات و شیرین کاری‌های متنوع و جالبی اجرا کرد

پیشینه

قدمت تنبک با نام‌های پهلوی دمبلک به پیش از اسلام می‌رسد و بنابر نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگون‌شدهٔ همین نام است.

تنبک در چند دههٔ اخیر پیشرفت چشم‌گیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است. این پیشرفت مرهون تلاش استادان این ساز است، که در این میان نقش استاد فقید حسین تهرانی به قدری اهمیت دارد که می‌توان از او به‌عنوان پدر تنبک نوازی نوین ایران یاد کرد.

ریشه نام

دربارهٔ وجه تسمیه این ساز، هنوز یک رای نهایی حاصل نشده‌است. بهمن رجبی معتقداست که نام این ساز در اصل تنبک بوده و تبدیل آن به تمبک به دلیل قلب حرف «ن» ساکن به «م»، قبل از حرف «ب» است؛ مثل اتفاقی که در تلفظ واژهٔ «شنبه» می‌افتد. (تنبک و نگرشی به ریتم از زوایای مختلف نوشته بهمن رجبی) اما گروهی دیگر اعتقاد دارند که صورت «تنبک» منشاء منطقی نداشته و به همین دلیل به اشتباه در میان مردم رواج یافته است. اما در نوازندگی این ساز از تکنیک‌هایی به نام‌های «تُم»، «بک»، «پلنگ» و «ریز» استفاده می‌شود؛ بنابراین چندان بعید نیست اگر نامگذاری «تمبک» بر اساس همین اسامی صورت گرفته باشد. از دیدگاه زبان‌شناسان واژه Tambourine که در زبان‌های اروپایی برای تمبک به کار می‌رود از واژهٔ تنبور پهلوی وام گرفته شده‌است.

 

نوازندگان شاخص (قدما و معاصر)

از قدما می‌توان از حاجی خان ضرب گیر ، عیسی آقا باشی، رضاقلی خان نوروزی، ابوالحسن صبا (معلمِ حسین تهرانی)، مسعود خان، شعبان قناری ،مهدی قیاسی، رضا روانبخش و عبدالله دوامی نام برد.

و از معاصرین:

  • حسین تهرانی
  • جهانگیر ملک
  • امیر ناصر افتتاح
  • داریوش رفیعی
  • امیر بیداریان نژاد
  • محمد اسماعیلی
  • ملوک ضرابی
  • جمشید محبی
  • مرتضی اعیان
  • ناصر فرهنگ فر
  • داریوش زرگری
  • بهمن رجبی
  • نوید افقه
  • همایون شجریان
  • پژمان حدادی

 

دو تار و کمانچه ترکمن
«دوتار ترکمن سه نوع دارد. نوع کوچک آن بیشتر برای کودکان و نوجوانان مناسب بوده و مورد استفاده آموزشی دارد. اما نوع متوسط آن بیشتر در تک نوازی استفاده شده و دوتار بزرگ که صدای بیشتری دارد، مورد استفاده بخشی‌هاست. البته دوتار ترکمن در گذشته بسیار کوچک‌تر از دوتارهای امروز بوده. دلیل آن هم این است که روایتی هست که در آن دوران با توجه به برخی ممنوعیت‌ها، بخشی‌ها به دلیل ترس از آشکار شدن ساز یا صدای آن، کاسه‌ای کوچک برای دوتار می‌ساخته‌اند تا علاوه بر کوچک شدن ساز، صدای آن نیز کمتر باشد.
ساز دیگر موسیقی ترکمنی، کمانچه است. کمانچه ترکمن با کمانچه های موسیقی سنتی ایرانی تفاوت دارد؛ سه سیمه است و کوچک تر و ضخیم تر.

 

 

ساخت تار و سه تار
سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد که سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و هم‌زمان نواخته می‌شوند و مجموعهٔ آندو رامعمولاً سیم «بم» مینامند. با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر به این ساز را درک کرده و سه‌تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده می‌شود). سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده است.
برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

 

 

چنگهای ارکستری. سنتی. تزئینی و باستانی
چنگ، سازی رشته ای است که با انگشت نواخته می شود که تکنیک نوازندگی در جهان هشت انگشتی است اما تکنیک نوازندگی در ایران طبق اطلاعات استخراج شده از مستندات باستانی، ده انگشتی است.
انواع ساز چنگ یا “هارپ” به چهار دسته کلی چنگ ارکستری، چنگ سنتی، چنگ باستانی و چنگ تزیینی تقسیم می شود که خود ار لحاظ شکل ظاهری به ۱۷ نوع الگو و فرم چنگ تقسیم می شود از جمله “چنگ زاویه دار، چنگ منحنی، چنگ ون ، چنگ لیر(چنگی در یونان که به شکل U است)”.

 

نویسنده : zahra ghaderi

با شروع هر کاری به پایان نزدیک می شویم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط